معنی چهچهه
5 بازدید
[ چَ چَ هَ / هِ ] (اِ صوت) آواز بلبل. حکایت صوت هزار. بانگ بلبل. دستان. رجوع به چهچه شود.[ چَ چَ هَ ] (اِخ) نام رودی است در مشرق مهنه در شمال شرقی طوس به خراسان.[ چَ چَ هَ ] (اِخ) دوست محمد. نام توپچی نصرالله میرزا فرزند نادرشاه افشار بوده است. (مجمل التواریخ گلستانه ص ۱۹).[ چَ چَ هَ ] (اِخ) از مزارع میان ولایت شهر مقدس است. قدیم النسق در شش فرسخی شهر واقع است. سکنه اش سی خانوار و تیموری میباشند. از آب قنات مشروب می شود، هوایش معتدل است. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۳۰۰). دهی است از دهستان میان ولایت بخش حومهٔ شهرستان مشهد. در ۳۶هزارگزی شمال باختری مشهد در کنار کشف رود واقع است. جلگه و معتدل است، ۱۳۳ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری می شود، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ چَ چَ هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد. در ۸۸هزارگزی شمال باختری مشهد و ۳هزارگزی شمال خاوری رادکان واقع است، جلگه و معتدل است، ۸۸ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری می شود، محصولش غلات و چغندر و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ چَ چَ هَ ] (اِخ) مرکز دهستان پساکوه بخش کلات شهرستان دره گز. در ۸۵هزارگزی جنوب خاوری کلات واقع است. دامنه و معتدل و ۲۴۰ تن سکنه دارد. از رودخانه آبیاری میشود. محصولش غلات و بنشن است. شغل اهالی زراعت، گله داری و قالیچه بافی است. پاسگاه مرزی گمرک و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «چهچهه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هه» برای سرودن شعر