معنی چهل و چهار پا
5 بازدید
[ چِ هِ لُ چَ / چِ ] (اِ مرکب) ذات اربع و اربعین. که شمارهٔ پاهایش چهل و چهار باشد. || هزارپا یا نوعی از آن. گوشخزک. گوش خبه. گوشالنگ. گوشخارک. گوشخز. (از مجمع الفرس سروری ص ۱۲۱۱ و حاشیهٔ آن چ دبیرسیاقی): و همچنین با سرکه و انگبین بر گزیدگی حیوان چهل و چهار پا ضماد کنند نافع بود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «چهل و چهار پا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر