معنی چهله
7 بازدید
[ چِ هِلْ لَ / لِ ] (ص نسبی) منسوب به چهل. چله. اربعین : چهله چهل گشت و خلوت هزار ببزم آمدن دور باشد ز کار.نظامی. پادشاه اسلام در آن قشلاق چند روزی میخواست که خلوتی برسبیل چهله برآورد. (تاریخ غازانی ص ۱۵۲). روشن نکنی دیده با لباس چهله از رخت سیه تا ننشینی به ظلامی. نظام قاری.[ چَ هْ لِ ] (اِخ) از قرای بلوک دشتستان فارس از نواحی تنگستان است. (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۳۰۴ و فارسنامهٔ ناصری). دهی است از دهستان حومهٔ بخش خورموج شهرستان بوشهر. در ۱۲هزارگزی شمال باختر خورموج و خاور کوه مند واقع است، ۱۹۷ تن سکنه دارد. از چاه آبیاری میشود. محصولش غلات و خرما و شغل اهالی کشاورزی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «چهله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر