معنی چهلروزه
6 بازدید
[ چِ هِ زَ / زِ ] (ص نسبی) که چهل روز بر وی گذشته باشد. که دوران زندگیش به چهل روز برآمده باشد. که مدت حیاتش به چهل روز بالغ شده باشد. - کودک چهل روزه؛ کودکی که عمر وی چهل روز باشد: چهل روزه شد رود و می خواستند یکی تخت شاهی بیاراستند... چو آن خرد را سیر دادند شیر نَوَشتندش اندر میان حریر چهل روزه را زیر آن تاج زر نهادند بر تخت فرخ پدر.فردوسی.
کلمات همقافیه با «چهلروزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر