معنی چهره آراستن
7 بازدید
[ چِ رَ / رِ تَ ] (مص مرکب) زیب و زینت دادن رخسار. آرایش کردن روی. تزیین رخسار کردن : به دولت چهرهٔ نعمت بیارای به نعمت خانهٔ همت بپاکُن.منوچهری. || نقش صورت کردن. تصویر کشیدن. رخ سازی کردن.
کلمات همقافیه با «چهره آراستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر