معنی چهرهآرای
6 بازدید
[ چِ رَ / رِ ] (نف مرکب) آرایندهٔ چهره. رخسار را زیور و زینت دهنده. || آرایشگر. آرایش کننده. که چهره را آرایش کند. || چهره پرداز. نقاش. مصور. || مجازاً صفت حق تعالی. واهب الصور: ابارای او بنده را پای نیست جز او جان ده و چهره آرای نیست.فردوسی.
کلمات همقافیه با «چهرهآرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر