معنی چهار کوکب

معنی چهار کوکب

6 بازدید
[ چَ / چِ کَ / کُو کَ ] (اِخ) چهار کوکب قطعةالفرس. چهار ستاره ای که در پس دلفین قرار دارند. هر دو تای از آن در پهلوی یکدیگرند و آن دوتای واقع بر محل دهان اسب یک وجب با هم فاصله دارند و آن دوتای دیگر که در ناحیهٔ سر اسب میباشد یک ذراع از هم دورند. نخستین آن دو، ستاره ای است جلوتر از دو ستارهٔ جنوبی که در سر قرار دارد و دوم ستاره ای است که در پهلوی ستارهٔ نخستین می باشد سومی ستاره ای است متقدم از دو ستارهٔ شمالی و نزدیک به دهان اسب و رابع ستاره ای است پهلوی ستارهٔ سوم. بطلمیوس میگوید: این چهار ستاره پنهانند و دو ستارهٔ بزرگتری که بر طرف سر میباشد در دید چشمی با دو ذراع از یکدیگر دورند. (صور الکواکب ص ۱۱۸). <۵۳۰۶۴۰۰۶۰۱۸۳۷۰۰۱>...

کلمات هم‌قافیه با «چهار کوکب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید