معنی چهار دست و پا
9 بازدید
[ چَ / چِ دَ تُ ] (اِ مرکب) قوائم حیوان؛ یعنی مجموع شمار دستها و پاهای کسی یا حیوانی. دو دست و دو پای او: چهار دست و پای خود را برداشت [ سگ ] و آوازی حزین و ناله ای از او شنیده میشد. (انیس الطالبین ص ۲۹).
کلمات همقافیه با «چهار دست و پا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر