معنی چهار تکبیر کردن
4 بازدید
[ چَ / چِ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) گزاردن نماز میت. رجوع به چار تکبیر کردن شود. || ترک کردن. رها کردن. و ترک گفتن : پس چون بر ساحل محیط کرم تشنه روزی چند صبر کرد و اثر شفاء عارضه نمیدید، چهار تکبیر بر آن حضرت کرد و عنان عزیمت بر صوب غور و غزنین گردانید. (تاریخ سلاجقهٔ کرمان).
کلمات همقافیه با «چهار تکبیر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر