معنی چهار اسطقس
5 بازدید
[ چَ / چِ اُ طُ قُ ] (اِ مرکب) چهارآخشیج. چهارعنصر، آب و آتش. باد و خاک : پس از زبدهٔ لطایف چهاراسطقس سه مولود در وجود آورد. (سندبادنامهٔ ظهیری ص ۲).
کلمات همقافیه با «چهار اسطقس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قس» برای سرودن شعر