معنی چهاریک
6 بازدید
[ چَ / چِ یَ / یِ ] (اِ مرکب) ربع. یک چهارم. یک قسمت از چهار قسمت چیزی. رُبُع. رَبیع. (منتهی الارب): هزیع؛ مقدار یک چهاریک از شب. رجوع به چاریک و ربع و مُحَلّه شود. - چهاریک دانگ؛ دو حبه. یک طسوج. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «چهاریک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر