معنی چهارکرکس
5 بازدید
[ چَ / چِ کَ کَ ] (اِ مرکب) طبایع اربعه. (شرفنامهٔ منیری). کنایه از چهارعنصر است. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). || (اِخ) تخت شداد. بعضی تخت کاووس را نیز گفته اند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). به مناسبت آنکه در افسانه ها آمده که تخت شداد را بر بال چهار کرکس بستند و شداد بر آن نشست و به هوا رفت. دربارهٔ کیکاوس هم همین افسانه را گفته اند. (حواشی برهان چ معین). پای تخت کاووس. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چهارکرکس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کس» برای سرودن شعر