معنی چهارچشمی نگاه کردن
7 بازدید
[ چَ / چِ چَ / چِ نِ کَ دَ ] (مص مرکب) با چشمهای گشاده به چیزی یا کسی خیره شدن. سخت کنجکاو شدن. رجوع به ترکیب چشمها چهار شدن در ذیل چشم شود.
کلمات همقافیه با «چهارچشمی نگاه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر