معنی چهارپهلو شدن
5 بازدید
[ چَ / چِ پَ شُ دَ ] (مص مرکب) بسیار خوردن و انباشتن شکم. || فربه و تنومند شدن : گربه را شکم از نعمت او چهارپهلو شد. (مرزبان نامه). || به پشت خوابیدن. || کنایه از فربه و تنومند است. (یادداشت مؤلف). رجوع به چارپهلو شود.
کلمات همقافیه با «چهارپهلو شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر