معنی چهارپارهزن
5 بازدید
[ چَ / چِ رَ / رِ زَ ] (نف مرکب) آنکه چهارپاره زند: سار از تو مشعبد چمن گشت هندوی چهارپاره زن گشت.خاقانی. تعبیر چهارپاره زن را در اشعار میرزا حبیب اصفهانی در ذیل کتاب دستور سخن وی دیده ام و در آنجا معنی بشکن زدن مفهوم میشود. و آن صدائی است که مطربان به انگشت برآورند. (یادداشت مؤلف). رجوع به چارپاره زن شود.
کلمات همقافیه با «چهارپارهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر