معنی چهارمیخ زدن
5 بازدید
[ چَ / چِ زَ دَ ] (مص مرکب) در شکنجه و عذاب افکندن. به چهارمیخ کشیدن : او را بر در مدرسهٔ او که در ختن ساخته بود چهارمیخ زدند. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «چهارمیخ زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر