معنی چهارقاب
7 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) چهارکم. چهارکام است که اسب راهوار باشد و از آن تندتر چهارقاب است. (لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی).[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) (مرکب از چهار +قاب به معنی پژول MMM بجل، یا کعب یا استخوانی که از قوزک پای گوسفند یا گاو برآید) معمولاً پژول گوسفند در قمار به کارست. عدد آن در بازی معمولا چهار و گاه سه باشد. - امثال چهارقاب را بیار بازی را ببر. رجوع به چارقاب شود.
کلمات همقافیه با «چهارقاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر