معنی چهارشانه
[ چَ / چِ نَ / نِ ] (ص مرکب) دارای شانه های پهن و گشاده. با سینه ای پهن و قوی و پشتی فراخ. میانه بالائی با استخوان های درشت و سینه و کتفهای پهن و گشاده. دوبهری. مربوع الخلق. مربوع القامة. || تنومند. رجوع به چارشانه شود.
کلمات همقافیه با «چهارشانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر