معنی چهارشاخه
[ چَ / چِ خَ / خِ ] (ص نسبی) که شاخه و شعبه چهار دارد. - جار چهارشاخه؛ لوستر و سقف آویزی که به هر جهت از جهات چهارگانهٔ آن بازویی و شاخه ای منتهی به لامپ و حبابی متصل شود. نظیر پنج شاخه و ده شاخه و جز آن. رجوع به چارشاخه شود.
کلمات همقافیه با «چهارشاخه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خه» برای سرودن شعر