معنی چهارشاخ
[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) ابزاری چوبی که دستهٔ آن به دستهٔ بیل و پارو ماند و به یکسر آن چهار شاخهٔ نوک تیز که اندکی خمیدگی دارند وصل شده است. و روی هم رفته به پنجهٔ انسان و چنگال غذاخوری بی شباهت نیست و گاهی نیز ممکن است پنج شاخه و بیشتر داشته باشد. اما بهمین نام چهارشاخ خوانده میشود و برای به باد کشیدن خرمنهای کوفته بکار رود تا دانه از کاه جدا ماند. شنه. پنجه. رجوع به چهارشاخ شود. || نوعی از تعزیب. چارشاخ. در ترکیبات چهارشاخ ماندن و چهارشاخ نگه داشتن و چهارشاخ زدن آمده است. رجوع به این ترکیبات در ردیف خود شود.
کلمات همقافیه با «چهارشاخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر