معنی چهارساله
5 بازدید
[ چَ / چِ لَ / لِ ] (ص نسبی) که چهار سال داشته باشد. که چهار سال بر وی گذشته باشد: اجذاع؛ چهارساله شدن شتر. ارباع؛ چهارساله شدن گوسفند. (تاج المصادر بیهقی). رجوع به چارساله شود.
کلمات همقافیه با «چهارساله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر