معنی چهارزبان
3 بازدید
[ چَ / چِ زَ ] (ص مرکب) کنایه از کسی است که بر یک سخن نماند و هر لحظه سخنی گوید. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || (اِ مرکب) کنایه از چشم و بینی و گوش و دهن باشد. (انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «چهارزبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر