معنی چهارراه
4 بازدید
[ چَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش سمیرم شهرستان شهرضا. در ۴۶هزارگزی جنوب باختر سمیرم واقع است. ۵۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) جائی که دو راه یا دو کوچه همدیگر را قطع کنند. محل تقاطع دو کوچه یا دو راه یا دو خیابان. آنجا که از چهار جهت و سوی گذر و معبر ممتد گردد و هر معبری راهی مقابل خود و ممتد در جهت مخالف خود داشته باشد. رجوع به چارراه شود. - سر چهارراه؛ ملتقای گذرهای چهارگانه یا نقاط متصل به محل تقاطع. حوالی جائی که از هر جهت از جهات چهارگانهٔ آن گذر و معبری بیرون رفته باشد.[ چَ/ چِ ] (اِ مرکب) داروئی است. و صاحب ذخیرهٔ خوارزمشاهی در ترکیب معجون شلیثا نام آن آرد و به تازی آن را تراب اربعه گویند. (یادداشت مؤلف).[ چَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان. در ۱۲هزارگزی باختر لنده مرکز دهستان واقع است. ۱۰۰ تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع آنان دستی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ چَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. در ۱۵هزارگزی خاور فهلیان و ۴ هزارگزی خاور شوسهٔ کازرون به بهبهان واقع است. ۳۰۰ تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود، محصولش غلات، حبوبات و برنج است. شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ چَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لاین بخش کلات شهرستان دره گز، ۱۶۵ تن سکنه دارد. از رودخانه آبیاری میشود. محصولش غلات و بنشن است. شغل اهالی زراعت و مالداری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «چهارراه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر