معنی چهاردهاة
6 بازدید
[ چَ دُ ] (اِخ) (مرکب از: چهار+ دُهاة، جِ داهی)، یعنی چهارگربزان و چهارزیرکان و مراد معاویةبن ابی سفیان، زیادبن ابیه، عمروبن العاص، مغیرةبن شعبة باشد: آن خداوند در بحر تفکر بطلب درّ صواب غوطه خورد و رائی زد که هرگز اندیشهٔ آن چهار شخص که دهاة عرب بوده اند؛ یعنی معاویه و زیاد و عمروبن العاص و مغیرةبن شعبه به کُنه آن نرسیدی. (المضاف الی بدایع الازمان ص ۱۲).
کلمات همقافیه با «چهاردهاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر