معنی چهاردرخمی
5 بازدید
[ چَ دِ رَ ] (اِ مرکب) نام مسکوکی در زمان اُتُ فردات اول پادشاه پارس، در حدود ۳۰۰ ق.م. که ارزش آن معادل چهار درهم بوده است. (تاریخ ایران باستان ج ۲ ص ۱۴۹۶). - چهاردرخمی نقره؛ نام مسکوکی از نقره در زمان اِواُگراس دوم والی صیدا در حدود ۳۵۰ ق.م. (تاریخ ایران باستان ج ۲ ص ۱۴۹۶).
کلمات همقافیه با «چهاردرخمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر