معنی چهارحد
8 بازدید
[ چَ / چِ حَ دد / حَ ] (اِ مرکب) چهارجهت چیزی. چهارسوی چیزی. حد شمالی و جنوبی و شرقی و غربی چیزی : زین چار خلیفه ملک پیداست خانه به چهارحد مهیاست.نظامی.[ چَ حَ ] (اِخ) دهی است از بخش خرقان شهرستان ساوه. رجوع به چارحد شود.
کلمات همقافیه با «چهارحد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حد» برای سرودن شعر