معنی چهارتیغه
5 بازدید
[ چَ / چِ غَ/ غِ ] (ص مرکب) که آن را چهار تیغه (تیغ) باشد. دارای چهارتیغ. رجوع به تیغ شود. - قلمتراش چهارتیغه؛ قلمتراش یا چاقوئی که چهار تیغ داشته باشد. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «چهارتیغه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غه» برای سرودن شعر