معنی چهارتک
5 بازدید
[ چَ / چِ تَ ] (اِ مرکب) نوعی تاخت اسب. نوعی دویدن اسب. تاخت و چهار نعل یا آرام و یرتمه. (از ناظم الاطباء). قسمی دویدن اسب که آن را چهارگانه گویند. (یادداشت مؤلف). || اسب خوش راه و تیزدو. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چهارتک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تک» برای سرودن شعر