معنی چهارتا
4 بازدید
[ چَ / چِ ] (ص مرکب) چهارلا. دارای چهارتا. چهارتو. دو توی مضاعف. || (اِ مرکب) کنایه از چهارعنصر است. || کنایه از دنیا به اعتبار چهاررکن. || طنبور. (لغت محلی شوشتر). طنبور. رباب. شوشک. چهارتار و چهارتاره. رجوع به چارتا شود.[ چَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. ۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «چهارتا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تا» برای سرودن شعر