معنی چهاربیخ
4 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) چهارریشه. بیخ کاسنی، بیخ رازیانه، بیخ کبر و بیخ کرفس را گویند. || چهارعنصر: دو شاخ گیسوی او چون چهاربیخ حیات به هر کجا که اثر کرد اخرج المرعی.خاقانی. رجوع به چاربیخ شود.
کلمات همقافیه با «چهاربیخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یخ» برای سرودن شعر