معنی چهاربندی
4 بازدید
[ چَ / چِ بَ ] (ص نسبی، اِ مرکب) توبرهٔ پشتی که چهاربند دارد و مسافران پیاده و روستائیان آن را به پشت بندند. (فرهنگ فارسی معین). || ریسمانی که سوار تازه کار را با آن بر اسب بندند تا سوارکاری بیاموزد. رجوع به چاربندی شود.
کلمات همقافیه با «چهاربندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر