معنی چهاربر
[ چَ / چِ بَ ] (اِ مرکب) چهارضلعی. ذواربعة اضلاع. (یادداشت مؤلف). سطحی از جوانب محاط به چهار خط راست متصل. که چهار خط راست محیط او گردد. رجوع به چهارضلعی شود.
کلمات همقافیه با «چهاربر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر