معنی چهاربختان
[ چَ بُ ] (اِخ) نام یکی از مقربان امیر احمدبن عبدالعزیزبن دلف بن ابی دلف العجلی امیر اصفهان و کرج بودلف و گلپایگان در قرن سوم هجری قمری : شخصی از مقربان امیراحمد را بیافتند نام او محمدبن الحسن چهاربختان المعروف به محمد دندان. (کتاب النقض ص ۳۲۰).
کلمات همقافیه با «چهاربختان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر