معنی چنگ یازیدن
7 بازدید
[ چَ دَ ] (مص مرکب) آهنگ کردن. دست یازیدن. قصد کردن : فرامرز چون سرخه را یافت چنگ بیازید چونان که یازد پلنگ.فردوسی. چو نتوان گرفتن گریبان جنگ سوی دامن آشتی یاز چنگ.اسدی. شاهین غمش چو چنگ یازد در چنگلش آسمان نگنجد. حسین شفائی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چنگ یازیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر