معنی چنگ ساز کردن
5 بازدید
[ چَ کَ دَ ] (مص مرکب) چنگ نواختن. چنگ را بنغمه در آوردن. چنگ سراییدن : در آن مجلس که عیش آغاز کردند بیکجا چنگ و بربط ساز کردند.نظامی. || آمادهٔ نواختن ساختن و کوک کردن چنگ : مغنی بیا چنگ را ساز کن بگفتن گلو را خوش آواز کن.نظامی.
کلمات همقافیه با «چنگ ساز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر