معنی چنگ زدن

معنی چنگ زدن

5 بازدید
[ چَ زَ دَ ] (مص مرکب) پنجه درافکندن. درآویختن بچیزی. بشلیدن. دست بردن بچیزی : بزد چنگ واژونه دیو سیاه دو تا اندرآورد بالای شاه.فردوسی. چو افراسیابش بدانگونه دید بزد چنگ و تیغ از میان برکشید.فردوسی. خویشتن را در آب انداخت و چنگ در پسر زد. (ظهیری، سندبادنامه ص ۱۱۶). مردی سرخ یک چشم بیامد و چنگ در وی زد که تو یک چشم من بدزدیدی. (ظهیری، سندبادنامه ص ۳۰۵). همچنان میراند تا بدرختی رسید چنگ در شاخ درخت زد و بردوید. (ظهیری، سندبادنامه ص ۲۲۱). زنگیی گویی بزد در چنگ او در چنگ خویش هر دو دست خویش ببریده بر او مانند چنگ. منوچهری. میتواند چنگ در فتراک زد خورشید را از تعلق هر که چون شبنم گرفتار آمده. صائب (از آنندراج). || بمجاز، متوسل شدن به... توسل جستن به... درآویختن و پیوستن در چیزی یا در کاری : بیدار شو و بدست پرهیز زن چنگ و بگیر دامن حق.ناصرخسرو. شاهراه شرع را بر آسمان علم جوی مرکب گفتار پی کن چنگ در کردار زن. سنائی. چنگ در گفتهٔ یزدان و پیمبر زن و رو کآنچه قرآن و خبر نیست فسانه ست و هوس. سنائی. چو من جان ندارم ز خسرو دریغ چه باید زدن چنگ در تیر و تیغ.نظامی. از او شخصی فرو افتد گرانسنگ ز بیم جان زند در کنگره چنگ.نظامی. اگر عشق اوفتد در سینهٔ سنگ بمعشوقی زند در گوهری چنگ.نظامی. من خرقه فکنده ام ز عشقت باشد که به وصل تو زنم چنگ. سعدی (طیبات). || خراش دادن جانوران چیزی را با چنگال خود. (ناظم الاطباء). عمل خراشیدن یا فروبردن پنج ناخن دست به... چنگ بروی کسی زدن. چنگ بروی کسی انداختن. || بمجاز درآویختن و پیکار کردن : گر چه شاطر بود خروس به جنگ چه زند پیش باز رویین چنگ. سعدی (گلستان). || با انگشتان چیزی را ربودن. (ناظم الاطباء). || نواختن چنگ.

کلمات هم‌قافیه با «چنگ زدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید