معنی چنگ بازداشتن
5 بازدید
[ چَ تَ ] (مص مرکب) رها کردن و دست کشیدن : یلانند با چنگهای دراز ندارند از ایران چنین چنگ باز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «چنگ بازداشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر