معنی چنگک
6 بازدید
[ چَ گَ ] (اِمصغر) عموماً قلاب را گویند و خصوصاً قلابی که فیل را بدان رانند. (برهان). بمعنی قلاب میباشد. (آنندراج) (انجمن آرا). قلاب و قلابی که فیل را بدان رانند. (ناظم الاطباء). قلاب دروند. (لغت محلی شوشتر نسخه خطی). قلاب آهنی نوک تیز و نوک برگشته که بدان چیزی از آب و غیر آن نزدیک کشند یا برکشند و گاه باشد که آن را چندین نوک باشد. قلاب و غالباً با چند سر قلاب چند شاخ، قلاب چند شاخه. چنگ. چنگ خرد. کچک کوچک. (یادداشت مؤلف): زآن همه کآورد ز روزی بچنگ داشت همه چنگک و ساطور و سنگ. یحیی کاشی (از آنندراج). در اراک (سلطان آباد) قلاب را چنگک گویند. و در گیلکی قلاب آهنی که بدان دلو یا آفتابه که بچاه افتاده، بیرون کشند. (حاشیهٔ برهان چ معین). قناره. نشبیل. رجوع به چنگ و قلاب و نشبیل شود.
کلمات همقافیه با «چنگک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گک» برای سرودن شعر