معنی چنگاوه
6 بازدید
[ چَ وَ ] (اِخ) نام قهرمانی است در گرشاسبنامه : ز گشتی بکشتی همی شد چو گرد همی کوفت گرز و همی کشت مرد چنین تا بچنگاوهٔ جنگ جوی رسید و کمین کرد از کین بر اوی. اسدی (گرشاسبنامه ص ۱۲۳).
کلمات همقافیه با «چنگاوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر