معنی چنگال زدن
7 بازدید
[ چَ زَ دَ ] (مص مرکب) دست زدن. بمجاز دلبسته شدن بچیزی. متوسل شدن : چنگال مزن در این شتابنده کت زود کند ز خویشتن زایل.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «چنگال زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر