معنی چنگالتیز
6 بازدید
[ چَ ] (ص مرکب) تیزچنگال. قوی پنجهٔ. مجهز برای پیکار. آماده برای نبرد: تو شادان دل و مرگ چنگال تیز نشسته چو شیر ژیان پرستیز.فردوسی. درآمد یکی خاد چنگال تیز.خجسته.[ چَ لِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سرپنجهٔ نیرومند. پنجهٔ قوی : چرا چون پلنگان بچنگال تیز نینگیزد از خان او رستخیز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «چنگالتیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر