معنی چندانی

معنی چندانی

6 بازدید
[ چَ ] (ق مرکب) هر اندازه. (آنندراج). به هر اندازه. چندان : ز گاو و گوسفند و مرغ و ماهی ندانم چند؟ چندانی که خواهی.نظامی. عمر چندانی که کم باشد پریشانی کم است زلف کی بودی پریشان گر نمیبودی بلند. ؟ (از آنندراج). || بقدری. آنقدر. آن اندازه. تاحدی. تا آنجا. چندان. تا آن مقدار: زلال آب چندانی بود خوش کزو بتوان نشاند آشوب آتش.نظامی. تحمل را بخود کن رهنمونی نه چندانی که بار آرد زبونی.نظامی. هوای باغ چندانی بود گرم که سبزی را سپیدی دارد آزرم.نظامی. چون نگه کردم خود را دیدم در بدایت درجهٔ انبیاء، پس چندانی در آن بی نهایتی برفتم که گفتم بالای این هرگز کسی نرسیده است و برتر از این مقام ممکن نیست. (تذکرة الاولیاء عطار). رجوع به چند و چندان شود.

کلمات هم‌قافیه با «چندانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید