معنی چندال
6 بازدید
[ چَ ] (اِ) شخصی است که نجاستها و پلیدیها را پاک کند، و او را بعربی «کناس» و در هند «حلال خور» گویند. (برهان). بزبان هندی معنی اصلی آن فرومایه ترین مردم است که اکثر بپاسداری و نگاهبانی قریه ها و مواضع مأمور باشند و در اصل شیوه آنها خوکبانی بوده و اینکه از مدتی بر در سلاطین و امرای هند قومی باشند که آنها را «خدمتیه» گویند و در اصل «چندال» بوده اند، از عهد اکبر پادشاه این خدمت بر این قوم مقرر شده و طرف مقابل ایشان گروهی دیگر است مسمی به «کَلال» و اینها شراب فروشند، میگویند که در عهد پادشاه مزبور شراب و گوشت خوک فروش شده بود و این دو فرقه مأمور بودند که هر دو جنس را فروخته نگهبانی دروازه میکرده باشند و از آن پس دربانی سلاطین بعهدهٔ آن دو فرقهٔ مذکور در فوق قرار گرفته بود، اگرچه آن رسم ناپسندیده برطرف شده. (آنندراج). فرومایه. (غیاث). کناس. جاروب کش. (ناظم الاطباء). || در زبان کشمیر بمعنی نگهبان. (آنندراج). بمعنی پاسبان نیز آمده. (غیاث). پاسبان. (ناظم الاطباء): بر آن که ز چندال و از برهمن فراوان بهر گوشه دید انجمن. اسدی. به نگهبانی چندال که دزد چمن است خضر را گم شده نعلین و عصا در کشمیر. طغرا (از آنندراج).[ چَ ] (اِخ) (چندال بهور) نام یکی از بزرگان و متهوران هند که قلعهٔ «آسیی» در تصرف وی بوده است. (از تاریخ یمینی ص ۴۱۵ و ۴۱۶).
کلمات همقافیه با «چندال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر