معنی چنبر زدن
6 بازدید
[ چَمْ بَ زَ دَ ] (مص مرکب) حلقه زدن : درون دریا مد آمدی به روز دو بار چنانکه چرخ زدی اندر آب او چنبر.فرخی. زین دو سه چنبر که بر افلاک زد هفت گره بر کمر خاک زد.نظامی. رجوع به چنبر شود.
کلمات همقافیه با «چنبر زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر