معنی چنبرک زدن
8 بازدید
[ چَمْ بَ رَ زَ دَ ] (مص مرکب) چنبر زدن. چنبره زدن. چنبرک کردن. حلقه زدن. خمیده شدن. و رجوع به چنبرک کردن و چنبر زدن و چنبره زدن شود.
کلمات همقافیه با «چنبرک زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر