معنی چنبربازی
5 بازدید
[ چَمْ بَ ] (حامص مرکب) کنایه از رقص کردن و چرخ زدن. (آنندراج) (غیاث): به مارافسایی آن طره و دوش به چنبربازی آن حلقه و گوش.نظامی. || نوعی بازی که در سیرکها معمول است، بدین طریق که اسب و سوار و دیگر حیوان را از حلقه های آویخته به چالاکی گذرانند. و رجوع به چنبر شود.
کلمات همقافیه با «چنبربازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر