معنی چنانیدن
6 بازدید
[ چَ دَ ] (مص) چیدن فرمودن و چنیدن. چیدن. و رجوع به چنیدن و چیدن شود. || فراهم آوردن. || پند دادن و چنیدن. (ناظم الاطباء). و رجوع به چنیدن شود.
کلمات همقافیه با «چنانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر