معنی چم و خم
9 بازدید
[ چَ مُ خَ ] (اِ مرکب، از اتباع) ادب در معاشرت با زیرکی و استادی. || اظهار ادب با زبان و اشارات لب و روی. || ادا و اطوار. قر و غربیله. ناز و کرشمه. و رجوع به چمیدن شود. || راه و روش وصول به مقصود، زیرکان و موقع شناسان را. پیچ و خم هر کار یا هر امری که هوشمندان دریابند.
کلمات همقافیه با «چم و خم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خم» برای سرودن شعر