معنی چمیده
5 بازدید
[ چَ دَ / دِ ] (ن مف / نف) از روی ناز و غمزه و خرام و تکبر براه رفته. (برهان) (آنندراج). خرامیده بطور بزرگواری و حشمت و زیبایی. (ناظم الاطباء). و رجوع به چم و چمیدن شود. || خم شده را نیز گویند. (برهان). خم شده و کج گشته. (ناظم الاطباء). و رجوع به چمیدن شود. || (اِ) خستهٔ انگور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چمیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر