معنی چمنزار
6 بازدید
[ چَ مَ ] (اِ مرکب) معروف است. (از آنندراج). مرغزار سبز و خرم. (ناظم الاطباء). جایی که چمن و سبزه روید. چمنستان. چمن خیز: بیا ساقی ای نوبهار طرب ز نخل قدت برگ و بار طرب بیاد گل آن چمن زار فیض بده لاله گون جام سرشار فیض. طغرا (از آنندراج). رجوع به چمن خیز و چمنستان شود. || کنایه از رخسار معشوق : روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست که بر طرف چمن زارش همی گردد چمان ابرو. حافظ.
کلمات همقافیه با «چمنزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر